و ۲ تا پی امی که به اندازه ی یه برگه آ۴ حرف توش بود رو واسش فرستادم و اول با متعجب شدنش روبرو شدم.
البته پی ام دادن و حرف زدنم باهاش بعد از ۲ روز قهر کردنم بود.
میگه وقتی ناراحتی دوس ندارم اونجا باشم چون فضا واسم سنگین میشه
همه ی این اتفاقا وقتی میوفته که هر دومون ادعا میکنیم هیچ حسی نسبت به هم نداریم و فقط دوستیم.
ولی من خودم خوب میدونم اینجوری نیس
اونو نمیدونم ولی خیلیا میگن اون به هیشکی اینجوری اهمیت نمیده.
بعد از ۲ روز هم آشتی کردنم اینجوری شد که گفت خودم میرسونمت خونه و بگو مامان نیاد دنبالت
الان نمیدونم حس درونیمو ولی دلم میخواد واقعا از حس واقعیش باخبر شم
و میدونم که اگر قرار باشه روزی رابطه ی احساسی باهاش داشته باشم بهترین اتفاقا برامون میوفته
برچسب:
نویسنده: متین صفری